السيد الطباطبائي
122
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
ترجمه حديث : روايت شده : مردى به امام حسين عليه السلام ، گفت : بنشين تا درباره دين مناظره كنيم . فرمود : اى اين ( : اى جناب ) من به دين خودم بصير هستم ، راه هدايتم برايم روشن است . اگر تو بر دينت جاهل هستى ، برو ياد بگير . من را با مراء ( مناظر برترى جويانه ) چه كار . شيطان براى شخص وسوسه كرده و نجوى مىكند و مى گويد : با مردم مناظره كن تا گمان نكنند تو عاجز و نادانى . وانگهى : مناظر برترى جويانه از يكى از چهار صورت خالى نيست : 1 - يا تو و طرف مقابل تو در موضوعى مراء مى كنيد كه هر دو آن را مى دانيد . در اين صورت در صدد خير خواهى نيستيد . و در صدد فضاحت همديگر هستيد و علم را نابود مى كنيد . 2 - يا هر دو به آن موضوع نادان هستيد . در اين صورت ، آن چه ابراز مى داريد جهل است و مخاصم جاهلانه كرده ايد . 3 - يا تو آن را مى دانى . در اين صورت بر طرف مقابل ستم مى كنى كه در صدد لغزش او هستى . 4 - يا طرف مقابل آن را مىداند ( و تو آن را نمى دانى ) . در اين صورت ، احترام او را حفظ نكرده و منزلت او را نگه نداشته اى . و هم اين ها محال است . پس هر كس منصف باشد ، حق را بپذيرد ، ممارات را ترك كند ، ايمانش را مستحكم كرده و دين دارى خودش را زيبا كرده و عقلش را حفظ كرده است . ( توضيح : علامه مجلسى ( ره ) در اين جا سخنى ندارد و علامه طباطبائى درباره خود حديث نظر مىدهد ) . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : از آغاز « ثمّ المراء . . . » تا آخر آن چه ( مجلسى ) نقل كرده ، از روايت نيست ، چنان كه روشن است .